خرید بک لینک

هیچ از اسمش و مراحل درمانش خوشم نمیاد

حتی اصلا اسم داروها نگاه نمی کنم

اولین جلسه ی درمان گذشت و ۷ تای دیگه دارم

ب امید خدا میرم جلو سعی میکنم بهش فک نکنم

تقدیر این بود و نمیخوام ساز مخالف بزنم چون ب جز حال بد

چیزی برام نداره.

نمیخواستم بارون و پاییز رو قاطی این چیزا کنم ولی دلنوشته

ست چون ناشناسم اینجا...

برچسب: نویسنده: یگانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 16:29

سلام رسیدم ب جلسه ی ۸ ...هر چیزی اولش سخته... خیلی سعی میکنم راحت باهاش زندگی کنم یه تغییر ۱۸۰ درجه توی زندگی ب من یاد داد هیچ چیزی موندنی نیست ولی هر چیزی هم پیش بیاد باید کوتاه بیای و ادامه بدی.شعار نیست وقتی تو همچین موقعیتی هستی با همه ی این حرفا زندگی میکنی...دیگه از هیچکس توقعی نداری حرفای بقیه برات مهم نیست و خیلی چیزای با اهمیت برات ذره ای اهمیت ندارهآخه مهمتر از خوب شدنت هیچی نیست ...خدایا شکرت برای همه ی این روزا.

برچسب: نویسنده: یگانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 16:29

از اول پاییز ک همه چی شروع شد تا ب اینجای کار خیلیا رو شناختم. کسایی ک فکر میکردم تو بدترین روزا هستن ولی نبودن و جا زدن و کسایی ک فک نمیکردم اینقدر براشون مهم باشم و خودشون رو به یه طریقی ثابت کردن.حرف من با اونایی هست ک کوچکترین چیزا رو ازم دریغ کردن هر چقدرم قوی باشم بازم یه جاهایی نیاز ب محبت یکی دارم ب حرفای خوب اصن ب اینکه یکم مهم باشم براشون.ولی دریغ...نه اینکه ب مرور از همون لحظه پاکشون کردم از زندگیم کسی ک نتونه چند ماه تو این شرایط سخت حالمو خوب کنه واقعا ارزش فکر کردن بهش هم نداره.در آخر مرسی سرطان یه روی دیگه ی زندگی رو بهم نشون دادی!!!

برچسب: نویسنده: یگانه قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 16:29

صفحه بندی